الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

200

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

نتيجه مىگيرد : فالعدل حسن شرعا و . . . و منظور از غير مستقلات عقليه عبارت‌اند از امورى كه حاكم على الاطلاق در آنها عقل نيست ، بلكه صغرا را با استعانت از شرع درست مىكند و كبراى كلى را كه حكم به ملازمه باشد خود عقل ادراك مىكند و از انضمام آن صغرا به اين كبرا حكم شرعى ديگرى را استخراج مىكند فى المثل شارع فرموده است : حج واجب است . عقل مىگويد : كل فعل واجب شرعا يلزمه عقلا وجوب مقدماته شرعا و نتيجه مىگيرد كه پس مقدمات حج نيز واجب شرعى است ، اين قسمت داراى پنج مسئله مهمه است كه عبارت‌اند از : 1 . مسئله اجزاء ، 2 . مسئله مقدمه واجب ، 3 . مسئله ضد ، 4 . مسئله اجتماع امر و نهى ، 5 . مسئله دلالت نهى بر فساد و بطلان منهى عنه . مقام ثانى : در اين مرحله سخن از حجيت آن احكام و ادراكات عقليه است به اين معنا كه حكم شرعى استنباط شده از كتاب و سنت بدون ترديد واجب الاتباع است ، ولى حكم شرعى مستنبطهء از طريق حكم العقل آيا در حق ما حجت است و بايد طبق آن متعبد شويم و عمل كنيم يا خير حكم عقل حجت نيست و حكم شرعى كذايى ارزشى ندارد و نتوان به شارع استناد داد ؟ پيش از ورود در اصل مطلب ، بايد تاريخچه مسألهء حكم العقل و دليل عقلى را تبيين كنيم . مشهور دانشمندان اصولى مسلك شيعه از قديم الايام شعارشان اين بوده و هست و خواهد بود كه منابع اجتهاد چهار امر است : 1 . كتاب ، 2 . سنت ، 3 . اجماع ، 4 . حكم عقل . در مقابل دانشمندان اهل سنّت كه به‌جاى حكم العقل ، قياس و استحسان و مصالح